وازدهدیکشنری فارسی به انگلیسیbankrupt, bastard, cheap, cheap-jack, crummy, cull, evacuation, fag end, flash, offal, outcast, reject, second-rate
واچیدهلغتنامه دهخداواچیده . [ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) پخش شده پس از چیدن ومرتب شدن . به هم خورده پس از آنکه چیده شده باشد.
واخیدهلغتنامه دهخداواخیده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) از هم جدا کرده . (برهان ). جدا کرده . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (منتهی الارب ). || برزده . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). پشم