۱. هرچیز نامرغوب که آن را جدا کرده و کنار گذاشته باشند؛ پسزده؛ پسمانده.
۲. طردشده از اجتماع.
۱. دلزده، دلسرد، مایوس، واخورده
۲. مردود، مطرود، منفور، ≠ امیدوار
bankrupt, bastard, cheap, cheap-jack, crummy, cull, evacuation, fag end, flash, offal, outcast, reject, second-rate