وازالغتنامه دهخداوازا. (اِخ ) نام یکی از خاندانهای سلطنتی سوئد است که اهل اوپلاند بود. مؤسس این سلسله گوستاو اریکسن بود. وی منسوب به یکی از خانوداه های کهن سوئد بود که در نبرد
وازعلغتنامه دهخداوازع . [ زِ ] (اِخ ) وازع البغدادی جد محمدبن نصربن حمید محدث است . رجوع به وازعی محمدبن نصربن حمید شود.
واذعلغتنامه دهخداواذع . [ ذِ ] (ع ص ) آب روان . (از اقرب الموارد). آب پیوسته روان . || هر آب که بر سنگلاخ روان باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
وازعلغتنامه دهخداوازع . [ زِ ] (اِخ ) وازع بن زراغ که ابن الوازع نیزخوانده شده . از صحابه است . ابوبکربن علی الذکوانی در معجم الصحابه از وی یاد کرده است . (تاج العروس ).
وازعلغتنامه دهخداوازع . [ زِ ] (اِخ ) وازع بن عبداﷲالکلاعی از تابعان است . (از تاج العروس ) (از منتهی الارب ).
وازارواژهنامه آزاد(جزیرۀ قشم) وازارْ یعنی زخمی که روی بدن هست، آسیب ببیند و دچار درد و یا خونریزی شود. مثال:احمد زخم برادرش را وازار داد.
وازارواژهنامه آزاد(جزیرۀ قشم) وازارْ یعنی زخمی که روی بدن هست، آسیب ببیند و دچار درد و یا خونریزی شود. مثال:احمد زخم برادرش را وازار داد.
فُتِنُواْفرهنگ واژگان قرآنمورد شکنجه وآزار قرار گرفتند (کلمه فتن در اصل به معناي اين عمل بوده که طلا را در آتش کنند تا خوبي و بديش معلوم شود ، آن وقت استعمالش را توسعه داده داخل کردن هر
گوستاو اوللغتنامه دهخداگوستاو اول . [ تا وِ اَوْ وَ ] (اِخ ) وازا (1496 - 1560 م .). پادشاه سوئد در سالهای 1523 و 1560. وی مؤسس سلسله ٔ وازا است و در لیندولم متولد شده است . پس از آن