وارگلغتنامه دهخداوارگ . [ رِ ] (اِخ ) قبیله ای است در اسکاندیناو، آنان در نیمه ٔ دوم قرن نهم میلادی به داخل روسیه نفوذ کردند و فنلاندیها و اسلاویها را مطیع خویش ساختند. رئیس آنا
وارگ پهنهلغتنامه دهخداوارگ پهنه . [ پ َ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان موگوئی در بخش آخوره شهرستان فریدن که در 38 هزارگزی شمال غربی آخوره واقع شده است و دارای 66 تن سکنه م
وارگارلغتنامه دهخداوارگار. (اِ) وارکار. کلبه ٔ چوبینی که محل محافظ پالیز و باغ است . (شعوری ج 2 ص 414). و رجوع به وارکار شود.
وارگهلغتنامه دهخداوارگه . [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آسمان آباد بخش شیروان چرداول از شهرستان ایلام که در 31 هزارگزی شمال غربی چرداول و کنار راه اتومبیل رو چرداول به ایلام و
وارگهواژهنامه آزاداز هوارگه به معنی خانه بهاری و ییلاقی گرفته شده و در طول زمان به وارگه تغییر یافته است. (varege)؛ جایگاه یا منزلگاهی موقت برای کوچ تابستانی، بهارگاه، منطقۀ ییلا
وارگ پهنهلغتنامه دهخداوارگ پهنه . [ پ َ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان موگوئی در بخش آخوره شهرستان فریدن که در 38 هزارگزی شمال غربی آخوره واقع شده است و دارای 66 تن سکنه م
وارگارلغتنامه دهخداوارگار. (اِ) وارکار. کلبه ٔ چوبینی که محل محافظ پالیز و باغ است . (شعوری ج 2 ص 414). و رجوع به وارکار شود.
وارگهلغتنامه دهخداوارگه . [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آسمان آباد بخش شیروان چرداول از شهرستان ایلام که در 31 هزارگزی شمال غربی چرداول و کنار راه اتومبیل رو چرداول به ایلام و
وارگهواژهنامه آزاداز هوارگه به معنی خانه بهاری و ییلاقی گرفته شده و در طول زمان به وارگه تغییر یافته است. (varege)؛ جایگاه یا منزلگاهی موقت برای کوچ تابستانی، بهارگاه، منطقۀ ییلا