وارستگیفرهنگ مترادف و متضاد۱. آزادی، رهایی ۲. آزادگی، آزادمنشی، اصالت، حریت، رهایی ۳. افتادگی، خشوع، خضوع، فروتنی، ≠ وابستگی
وارستگیدیکشنری فارسی به انگلیسیdeliverance, enlightenment, ennoblement, liberalism, liberality, stoicism
وارستگیلغتنامه دهخداوارستگی . [ رَ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی وارسته . آزادگی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رهایی . آزادی . (ناظم الاطباء). فارغ البالی . (غیاث اللغات )
وارستگیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. تعلقات دنیوی نداشتن؛ وارسته و آزاده بودن.۲. [قدیمی] آزادی؛ رهایی.
وابستگیدیکشنری فارسی به انگلیسیaffiliation, affinity, application, attachment, contingency, correlation, dependence, immediacy, pertinence, relation, relationship, relevance, relevancy, vassa
دریادلفرهنگ نامها(تلفظ: daryā del) (به مجاز) شجاع و قوی ؛ دارای بردباری و گذشت و وارستگی و آزاد منشی ؛ (در قدیم) بخشنده .