واحد نجومیastronomical unitواژههای مصوب فرهنگستانیکی از واحدهای اندازهگیری فواصل نجومی و برابر فاصلۀ متوسط زمین از خورشید، برابر با 149/597/870 کیلومتر
واحدلغتنامه دهخداواحد. [ ح ِ ] (اِخ ) (میرزا شاه تقی ...) از شعرا و اجله ٔ سادات و نقبای آن دیار (اصفهان ) است و مدتی به تمشیت امور شرعی گیلان و مشهد مقدس رضوی مشغول و در آن شغل
واحدلغتنامه دهخداواحد. [ ح ِ ] (اِخ ) کوهی است متعلق به بنی کلب که عمروبن العداء الاجداری درباره ٔ آن شعری گفته است . (از معجم البلدان ).
واحدلغتنامه دهخداواحد. [ ح ِ ] (ع اِ) مقدار معینی از هر چیز که برای اندازه گیری کمیت ها به کار میرود مانند متر که واحد طول است و کیلوگرم که واحد جرم و وزن است . یکه . (از واژه ه
وَاحِدُفرهنگ واژگان قرآنيگانه -يكي - يك (کلمه احد صفتي است که از ماده وحدت گرفته شده ، همچنان که کلمه واحد نيز وصفي از اين ماده است ،ولي بين احد و واحد فرق است ، "احد" آن يكي است كه دو
اختلافمنظر خورشیدیsolar parallaxواژههای مصوب فرهنگستانزاویهای که شعاع استوایی زمین از فاصلۀ یک واحد نجومی تحت آن دیده شود
اختلافمنظر مثلثاتیtrigonometric parallax, parallaxواژههای مصوب فرهنگستانزاویهای که رأس آن روی ستاره است و دو ضلع آن از خورشید و زمین، وقتی که فاصلۀ این دو دقیقاً یک واحد نجومی است، میگذرد
زهرهلغتنامه دهخدازهره . [ زُ رَ / رِ ] (اِخ ) ستاره ای است معروف که آن را ناهید خوانند.(برهان ). در عربی نام ناهید است . (انجمن آرا) (آنندراج ). سیاره ای است که مطربه ٔ فلک است
قرانلغتنامه دهخداقران . [ ق ِ ] (ع مص ) مقارنه . یار کردن دو چیز را با هم .(منتهی الارب ). || در نزد منجمان از انواع نظر است ، و آن را مقارنه نیز گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون
کپلرلغتنامه دهخداکپلر. [ ک ِ ل ِ ] (اِخ ) (1571 - 1630 م .) ریاضی دان و منجم مشهور ایتالیایی . وی در شانزدهم ماه مه 1571 در ویل (ووتمبرگ ) بدنیا آمد پدرش میخانه ٔ محقری داشت . و