واجدلغتنامه دهخداواجد. [ ج ِ ] (ع ص ) دارا. دارنده . || یابنده . (ناظم الاطباء). مقابل فاقد : هم ملک هم عقل حق را واجدی هر دوآدم را معین و ساجدی . (مثنوی ).|| محب . || قادر. یقا
واجدفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دارنده؛ دارا.۲. (تصوف) ویژگی سالکی که در حالت وجود است.۳. از نامهای خداوند.