هیییلغتنامه دهخداهییی ٔ. [ هََ ] (ع ص ) رجل ٌ هییی ٌٔ؛ مرد نیکوپیکر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به هَیِّی ٔ شود.
حیییلغتنامه دهخداحییی . [ ح َ ی َ یی ی ] (ع ص نسبی ) حیوی . منسوب است به حی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به حی شود.
الهیینلغتنامه دهخداالهیین . [ اِ لا هی یی ] (ع ص ، اِ) ج ِ الهی در حالت نصب و جر. رجوع به الهی شود. || مقابل طبیعیین . رجوع به الهیون شود.