هیچلغتنامه دهخداهیچ . (اِ، ص ، ق ) چیزی : در این صندوق جزجامه هیچ نبود. (یادداشت مرحوم دهخدا) : آگه شدم که خدمت مخلوق هیچ نیست هست از همه گزیر و ز اﷲ ناگزیر. سوزنی .پس بگفتند پ
هیچوقتگویش اصفهانی تکیه ای: ečvaxdi طاری: ečvaxd طامه ای: ečvaxd طرقی: ečvaxd کشه ای: ečvaxd نطنزی: hočvaxd