هیلویلغتنامه دهخداهیلوی . [ هََ / هَِ ] (اِ) چهارمغز بازی و گردکان بازی را گویند و به کسر اول هم آمده است لیکن به معنی بازی لا علی التعیین . (برهان ).
هیشویلغتنامه دهخداهیشوی . [ ] (اِخ ) صنعتکار رومی : یکی پیره سر بود هیشوی نام جوانمرد وبیدار و با فر و کام .فردوسی .