هشتهلغتنامه دهخداهشته . [ هَِ / هََ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) گذاشته . (برهان ). نهاده . هلیده . || رهاکرده . (برهان ). رهاشده . || فروگذاشته . (برهان ). || آویخته . (برهان ).
هیشلةلغتنامه دهخداهیشلة. [ هََ ش َ ل َ ] (ع ص ) شترماده ٔ کلانسال فربه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ).
بایتواژهنامه آزادهشته (هَشتِه). (زبانزد دانشی). چون یک بایت هشت بیت دارد آنرا به پارسی هشته می گویند.
جبرلغتنامه دهخداجبر. [ ] (اِخ ) ابن عتیک بن قیس بن هیشةبن الحارث . صحابی است . رجوع به جابربن عتیک بن قیس ... در همین لغت نامه والاصابة شود.