ژان هیرکانوسلغتنامه دهخداژان هیرکانوس . (اِخ ) نام سردار لشکری از یهود که بیاری آنتیوخُس سلوکی به جنگ فرهاد دوم اشکانی شتافت . (ایران باستان ج 3 ص 2238).
هرکانلغتنامه دهخداهرکان . [ هََ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ مشکان بخش نی ریز شهرستان فسا، واقع در 20 هزارگزی جنوب خاوری نی ریز. جایی است کوهستانی و معتدل و دارای 80 تن سکنه
هیردانلغتنامه دهخداهیردان . [ هََ رُ ] (ع اِ) دزد. (منتهی الارب ). لص . (از اقرب الموارد). || گیاهی است . (از اقرب الموارد).
ژان هیرکانوسلغتنامه دهخداژان هیرکانوس . (اِخ ) نام سردار لشکری از یهود که بیاری آنتیوخُس سلوکی به جنگ فرهاد دوم اشکانی شتافت . (ایران باستان ج 3 ص 2238).
گرگانلغتنامه دهخداگرگان . [ گ ُ ] (اِخ ) پهلوی آن ورکان = هیرکانیا . رک : مارکوارت . شهرستانها ص 12 ح 17: اونوالا 92. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). نام شهری است در دارالملک استرآ
کاسپینلغتنامه دهخداکاسپین . [ ی َ ] (اِخ ) (دریای ِ...) دریای کاسپین در نقطه ای که بمحاذات قسمت بالای هیرکانی (ایالت گرگان ) میرسد در واقع صورت دریا بخود میگیرد و این صورت را تا پ
وادی گرگانلغتنامه دهخداوادی گرگان . [ ی ِ گ ُ ] (اِخ ) یکی از دو بخش مهم گرگان . صحرای گرگان . گرگان که نام آن در کتیبه های داریوش اول و هرگان است و نویسندگان عهد قدیم اسم گرگان را هی
آسکونلغتنامه دهخداآسکون . (اِخ ) آبسکون . بحر خزر. دریای قزوین . آرقانیا. هیرکانی . دریای مازندران . دریای گیلان ، و آن را بغلط قلزم نیز گفته اند : باد اندر او وزیده ز پهنای آسکو