هیجالغتنامه دهخداهیجا. [ هََ ] (ع اِ) کارزار. (دهار) (غیاث اللغات ) (السامی ) (مهذب الاسماء). جنگ . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). پیکار. حرب . (اقرب الموارد). نبرد. معرکه : به هیجا
هیجاندیکشنری فارسی به انگلیسیado, drama, emotion, excitement, ferment, fever, fire, flutter, headiness, heat, intensity, liveliness, madness, raciness, sensation, stir, suspense, thrill, tw
enthralledدیکشنری انگلیسی به فارسیهیجان زده، اسیر کردن، شیفته کردن، بنده کردن، بغلامی دراوردن، مفتون ساختن