میسیونرفرهنگ انتشارات معین(نِ) [ فر. ] (اِ.)عضو یک هیئت مذهبی اعزامی به ویژه کسیکه برای تبلیغ مسیحیت به کشورهای دیگر می رود.
میسیونلغتنامه دهخدامیسیون . [ یُن ْ ] (فرانسوی ، اِ) هیأت مأمورین . هیئت اعزامی . هیئتی مرکب از چند تن که به منظوری خاص (تبلیغات مذهبی ، امور سیاسی ، فرهنگی و غیره ) به جایی اعز
پلانوکارپینولغتنامه دهخداپلانوکارپینو. [ پْلا / پ ِ ن ُ ن ُ ] (اِخ ) پلان کارپن . نام سفیر پاپ اینوسان چهارم که در سیاست خانان مغول دخالت داشته است . در شورای مذهبی که در سال 1245 م . (
اختلاف منظرلغتنامه دهخدااختلاف منظر. [ اِ ت ِ ف ِ م َ ظَ ] (ترکیب اضافی ،اِ مص مرکب ) نزد علماء هیئت عبارت است از تفاوت بین ارتفاع حقیقی و ارتفاع مرئی . و آن قوسی است از دائره ٔ ارتفاع
حسین قمیلغتنامه دهخداحسین قمی . [ ح ُ س َ ن ِ ق ُ ] (اِخ ) (حاج آقا...) ابن محمودبن محمدعلی طباطبائی مشهدی . در قم 15 ربیع اول 1282 هَ . ق . 1865/ م . متولد شد و پس از تحصیلات مقدما