هکیدنلغتنامه دهخداهکیدن . [ هَُ دَ ] (مص ) سکسکه کردن . هکه کردن . (یادداشتهای مؤلف ). رجوع به هکه شود.
هایدنلغتنامه دهخداهایدن . (اِخ ) فرانتس یوزف . موسیقیدان اتریشی که به سال 1732 در رورائو قصبه ٔ مرزی اتریش به دنیا آمده از کودکی به موسیقی علاقه داشت و به زودی در زمره ٔ آوازخوان
هشیدنلغتنامه دهخداهشیدن . [ هَِ دَ ] (مص ) هشتن . هلیدن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). گذاشتن . || فروگذاشتن و رها کردن . || آویختن . (برهان ).
هلیدنلغتنامه دهخداهلیدن . [ هَِ دَ ] (مص )گذاشتن . (برهان ). هشتن . به جایی نهادن : به یک حمله از جایشان بگسلدچو بگسستشان بر زمین کی هلد؟ فردوسی .از بند شبانروزی بیرون نهلَدْشان