هکتورلغتنامه دهخداهکتور. [ هَِ تُرْ ] (اِخ ) پسر فیلوناس سردار معروف اسکندر. (از ایران باستان پیرنیا ص 1351 و 1663).
هکتاردیکشنری عربی به فارسیجريب فرنگي (برابر با 06534 پاي مربع و يا در حدود 7404 متر مربع) براي سنجش زمين , زمين
هاتورلغتنامه دهخداهاتور. [ تُرْ ] (اِخ ) یکی از الهه های مصریان ، که یونانیان آن را آفرودیت نامیدند.
هستورلغتنامه دهخداهستور. [ هََ س ْت ْ وَ ] (اِخ ) خداوند هستی . خداوند عالم جل شأنه . (ناظم الاطباء).