هکتارلغتنامه دهخداهکتار. [ هَِ ] (فرانسوی ، اِ) واحد سطح برابربا ده هزار متر مربع. (از یادداشتهای مؤلف ). معمولاًواحد سنجش زمین به خصوص در مورد اراضی زراعتی است .
هکتاردیکشنری عربی به فارسیجريب فرنگي (برابر با 06534 پاي مربع و يا در حدود 7404 متر مربع) براي سنجش زمين , زمين
هکتورلغتنامه دهخداهکتور. [ هَِ تُرْ ] (اِخ ) پسر فیلوناس سردار معروف اسکندر. (از ایران باستان پیرنیا ص 1351 و 1663).
هتارلغتنامه دهخداهتار. [ هَِ ] (اِخ ) لقب طلحةبن عیسی بن ابراهیم ، قطب یمن ، متوفی به سال 780 هَ . ق . است . خاندان وی از رؤسا و بزرگان یمن بودند و از میان ایشان بزرگانی چون طا
هتارلغتنامه دهخداهتار.[ هَِ ] (ع مص ) به باطل دشنام دادن . (ناظم الاطباء).مهاترة. (معجم متن اللغة). به یکدیگر دشنام دادن .
جریب فرنگی (برابر با 06534 پای مربع و یا در حدود 7404 متر مربع) برای سنجش زمیندیکشنری فارسی به عربیهکتار