هپتاللغتنامه دهخداهپتال . [ هَِ ] (اِخ ) هفتال . هیتال . هیتل . هیطل . هپتالی . هفتالی . ج ، هپتالان . هفتالان . هیاطلة. هپتالیان . هفتالیان . در بندهشن ایرانی : هفتالان . به ارم
هپتالیلغتنامه دهخداهپتالی . [ هَِ ] (ص نسبی ) هفتالی . منسوب به هپتال یا هفتال که قومی ازایالت کانسوی چین بودند. رجوع به هپتال ، هپتالیان ، هفتال ، هفتالیان ، هیتل ، هیتال ، هیطل
هپتالیانلغتنامه دهخداهپتالیان . [ هَِ ] (اِخ ) هفتالیان . قومی بودند که از ایالت کانسوی چین به حدود تخارستان هجوم آوردند. پیروز پادشاه ساسانی که تازه از قلع و قمع کردن کیداریان پردا
هفتالیانلغتنامه دهخداهفتالیان . [ هَِ ] (اِخ ) نام قومی است که به هپتالیان و هیاطله نیز معروف اند. رجوع به این دو مدخل شود.
هرتاللغتنامه دهخداهرتال . [ ] (هندی ، اِ) به هندی زرنیخ است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به هرتار شود.
هیتاللغتنامه دهخداهیتال . [ هََ ] (اِخ ) رجوع به هیاطله شود : مناره برآرم به شمشیر و گنج ز هیتال تا کس نماند به رنج نمانم به جایی پی خوشنوازبه هیتال و ترک از نشیب وفراز. فردوسی (
هپتالیلغتنامه دهخداهپتالی . [ هَِ ] (ص نسبی ) هفتالی . منسوب به هپتال یا هفتال که قومی ازایالت کانسوی چین بودند. رجوع به هپتال ، هپتالیان ، هفتال ، هفتالیان ، هیتل ، هیتال ، هیطل
هپتالیانلغتنامه دهخداهپتالیان . [ هَِ ] (اِخ ) هفتالیان . قومی بودند که از ایالت کانسوی چین به حدود تخارستان هجوم آوردند. پیروز پادشاه ساسانی که تازه از قلع و قمع کردن کیداریان پردا
هفتالیانلغتنامه دهخداهفتالیان . [ هَِ ] (اِخ ) نام قومی است که به هپتالیان و هیاطله نیز معروف اند. رجوع به این دو مدخل شود.
هونلغتنامه دهخداهون . (اِخ ) (در تداول ، هونها به صورت جمع به کار رود) نام قومی از اقوام زردپوست وحشی که از اوائل قرن دوم میلادی در شمال بحر خزر و حوالی رود ولگا و اورال سکونت
هیطاللغتنامه دهخداهیطال . [ هََ ] (اِ) مرد قوی . مفرد هیاطله است . هیاطله جمع هیطال باشد و هیطال به زبان بخارا مرد قوی باشد و نیرورا به زبان بخارا هیتال خوانند و به تازی گردانیده