هپتلغتنامه دهخداهپت . [ هََ ت َ] (اوستائی ، عدد، ص ) صورت اوستایی و فارسی باستان کلمه ٔ هفت است . (فرهنگ ایران باستان پورداود ص 315).
هپتاللغتنامه دهخداهپتال . [ هَِ ] (اِخ ) هفتال . هیتال . هیتل . هیطل . هپتالی . هفتالی . ج ، هپتالان . هفتالان . هیاطلة. هپتالیان . هفتالیان . در بندهشن ایرانی : هفتالان . به ارم
هپتالیلغتنامه دهخداهپتالی . [ هَِ ] (ص نسبی ) هفتالی . منسوب به هپتال یا هفتال که قومی ازایالت کانسوی چین بودند. رجوع به هپتال ، هپتالیان ، هفتال ، هفتالیان ، هیتل ، هیتال ، هیطل
هپتالیانلغتنامه دهخداهپتالیان . [ هَِ ] (اِخ ) هفتالیان . قومی بودند که از ایالت کانسوی چین به حدود تخارستان هجوم آوردند. پیروز پادشاه ساسانی که تازه از قلع و قمع کردن کیداریان پردا
هپتنگ هائیتیلغتنامه دهخداهپتنگ هائیتی . [ هََ تَنْگ ْ ] (اِخ ) به لغت اوستایی به معنی «هفت هات » است که بخشی از اوستا کتاب مقدس زرتشتیان باشد. هپتنگ به معنی هفت و هائیتی که در زبان پهلو