هپواژهنامه آزادهُپْ با ضم ه و سکون پ. آگاهى دادن کسی در بیرون از خودرو به راننده که با خودروی دیگری در پس یا پیش هر آن میتواند برخورد پدید آید. در در گویش بومیان شیراز ی [و نز
هَپَل و هَپَوفرهنگ گنجواژه 1-بی اعتقاد، هرهری2ـ هرج و مرج، لاقیدی.هپل و هپو کردن= از بین بردن، حیف و میل کردن.