pushesدیکشنری انگلیسی به فارسیهل می دهد، فشار، هل، زور، فشار با سر، فشاربجلو، تنه، فشردن، فشار دادن، هل دادن، نشاندن، چیزی را زور دادن، با زور جلو بردن، شاخ زدن، یورش بردن
هلفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهفشار و نیرویی که برای حرکت دادن چیزی به جلو بر آن وارد میشود. هل دادن: (مصدر متعدی) فشار دادن چیزی برای حرکت به جلو.