هویزهلغتنامه دهخداهویزه . [ هَُ وَ / وِ زِ ] (اِخ ) مرکز بخش هویزه از شهرستان دشت میشان . در 40هزارگزی جنوب خاوری سوسنگرد. آب آن از شعبه ٔ رود کرخه و محصول آن غلات و لبنیات و شغل
هویزهلغتنامه دهخداهویزه . [ هَُ وَ / وِ زِ ] (اِخ ) نام یکی از بخش های شهرستان دشت میشان . این بخش در جنوب سوسنگرد واقع گردیده ، موقع طبیعی بخش دشت و هوای آن مانند اغلب نقاط خوزس
حویزهلغتنامه دهخداحویزه . [ ح ُ وَ زَ ] (اِخ ) قصبه ای است بخوزستان ، گروهی ازمحدثان بدین قصبه منسوبند. (از منتهی الارب ). شهرکی است از اقلیم خوزستان بر دوازده فرسنگی اهواز. (ابن
حویزهواژهنامه آزاداین کلمه از حَ وَ زَ که از داشتن می آید و به معنی حیازت داشتن، داشتن در حوزه خود داشتن می آید
باب هویزهلغتنامه دهخداباب هویزه . [ هََ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان حصن بخش زرند شهرستان کرمان در 35هزارگزی باختر زرند و 13هزارگزی باختر راه مالرو زرند به رفسنجان . جلگه ، معتدل . سکنه
هریزةلغتنامه دهخداهریزة. [ هَُ رَ زَ ] (اِخ ) موضعی است در دهناء. (منتهی الارب ). رجوع به هریرة شود.
باب هویزهلغتنامه دهخداباب هویزه . [ هََ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان حصن بخش زرند شهرستان کرمان در 35هزارگزی باختر زرند و 13هزارگزی باختر راه مالرو زرند به رفسنجان . جلگه ، معتدل . سکنه
دورمبارکلغتنامه دهخدادورمبارک .[ م ُ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هویزه ٔ بخش هندیجان شهرستان خرمشهر. دارای 110 تن سکنه . آب آن از چاه است . راه آن در تابستان اتومبیل رو. ساکنین از
عمهلغتنامه دهخداعمه . [ ع َ م ِ ] (اِخ ) قصبه ای است از بخش هویزه ٔ شهرستان دشت میشان . 2000 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ کرخه و محصول آن غلات ، برنج و روغن است . (از فرهنگ
جراحیهلغتنامه دهخداجراحیه . [ ج َحی ی َ ] (اِخ ) دهی است از بخش هویزه ٔ شهرستان دشت میشان . این ده در بیست و چهارهزارگزی شمال باختری هویزه قراردارد. و محلی دشت و گرمسیر و مالاریای