هوکاجیلغتنامه دهخداهوکاجی . (اِخ ) به گفته ٔ خواندمیر در حبیب السیر نام یکی از دوازده پسر قوبلاقاآن از خانان مغول است . (حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 62).
هوکارهواژهنامه آزادآمیزه ای است از هو + کار عادت کرده به کاری - خوگرفته - معتاد ( در مفهوم خوب یا بد) در گویش لری و لکی کاربرد فراوان داشته و جا افتاده است
هوکاجیلغتنامه دهخداهوکاجی . (اِخ ) به گفته ٔ خواندمیر در حبیب السیر نام یکی از دوازده پسر قوبلاقاآن از خانان مغول است . (حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 62).