هونیافرهنگ نامها(تلفظ: hu niyā) (هو = خوب + نیا) دارای نیای خوب ، نیکوتبار ، نیک نژاد ؛ (در پهلوی) (= هونیاک) به معنی خوب نیا ، دارای اصل و نسب اصیل ، منتسب به خانوادهای شریف
هوشیارفرهنگ مترادف و متضادآگاه، بافراست، باهوش، باهوش، باهوش، بخرد، بیدار، بیداردل، تندذهن، تیزطبع، تیزهوش، خردمند، دوراندیش، زیرک، عاقل، فهیم، متفطن، متنبه، ناخفته، نبیه، هوشمند ≠ غافل
هوشیاریفرهنگ مترادف و متضادآگاهی، بصیرت، بیدارمغزی، بیداری، تیزفهمی، ذکاوت، زیرکی، زیرکی، صحو، فطانت، کیاست ≠ غفلت
کاپیسترانولغتنامه دهخداکاپیسترانو. [ ن ُ ] (اِخ ) ژان دو. کشیشی از فرقه ٔ سن فرانسوا داسیس ، که مخالف پیروان عقاید مذهبی «ژان هوس » بود. وی به سال 1456، «ژان هونیاد» را که در بلگراد ب
عثمانیانلغتنامه دهخداعثمانیان . [ ع ُ ] (اِخ ) یا آل عثمان یا سلاطین عثمانی . پادشاهانی هستند که از 699 تا 1342هَ . ق . دولتی بزرگ تأسیس کردند. این سلسله بنام جد آنان عثمان بن ارطغ
vigilanceدیکشنری انگلیسی به فارسیهوشیاری، مراقبت، احتیاط، امادگی، مواظبت، شب زنده داری، کشیک، چالاکی، گوش بزنگی، بیخوابی