هؤلاءلغتنامه دهخداهؤلاء. [ ها ءُ لا ءِ ] (ع ضمیر) این گروه . و این مرکب است از هاء تنبیه + اولاء اسم اشاره .
هوشیارفرهنگ مترادف و متضادآگاه، بافراست، باهوش، باهوش، باهوش، بخرد، بیدار، بیداردل، تندذهن، تیزطبع، تیزهوش، خردمند، دوراندیش، زیرک، عاقل، فهیم، متفطن، متنبه، ناخفته، نبیه، هوشمند ≠ غافل
املاحلغتنامه دهخدااملاح . [ اِ ] (ع مص ) به آب شور فرود آمدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || شور گردیدن آب بعد از آنکه شیرین باشد. (منتهی الارب )