هوغلغتنامه دهخداهوغ . [ هََ ] (ع اِ) چیز بسیار. (منتهی الارب ). و این لغت مستعمل نیست . (از اقرب الموارد).
حوقلغتنامه دهخداحوق . (ع اِ) کناره ٔ حشفه . (مهذب الاسماء). گرداگرد سر نره . و بفتح نیز آید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). گرداگرد سر قضیب . ختنه گاه . ج ، احواق . (مهذب الاسماء).
حوقلغتنامه دهخداحوق . [ ح َ ] (ع اِ) جماعت انبوه . (منتهی الارب ). جمع کثیر. (اقرب الموارد). || ترکت النخلة حوقاً؛ بیخ شاخه های پیراسته ٔ باقیمانده بر تنه ٔ درخت . || گرداگرد س