حورانلغتنامه دهخداحوران . (ص ، اِ) ج ِ حور که در فارسی مفرد استعمال شود : شدند آن روضه ٔ حوران دلکش بصحرایی چو مینو خرم و خوش . نظامی .حوران بهشتی را دوزخ بوداعراف از دوزخیان پرس
حورانلغتنامه دهخداحوران . (ع ص ) حیران . ج ِ حائر. (منتهی الارب ). رجوع به حائر شود. || ج ِ حُواره . بچه ٔ ناقه همین که بزاید یا آنکه از شیر بازشده باشد. (آنندراج ) (منتهی الارب
حورانلغتنامه دهخداحوران . [ ح َ ] (اِخ ) شهری است به دمشق . (منتهی الارب ). نام ناحیتی است نزدیک دمشق در راه دمشق و حجاز. (ابن بطوطه ). ناحیه ٔ بزرگی است از اعمال دمشق در جانب قب
حورانلغتنامه دهخداحوران . [ ح َ ] (رومی ، اِ) طرخون و آن سبزیی است که خوردن آن ذائقه را ببرد و قطع شهوت باه کند. (آنندراج ) (برهان قاطع). || پوست فیل . (اقرب الموارد). پوست پیل .
هوراندلغتنامه دهخداهوراند. [ هَُ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی بخش هوراند شهرستان اهر. دارای 800 تن سکنه ، آب آن از چشمه سارها و محصول عمده اش غله و انگور و توت و سردرختی و کار دستی زنان
هوراندلغتنامه دهخداهوراند. [ هَُ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای پنجگانه ٔ شهرستان اهر که در شمال بخش قره داغ و 29هزارگزی مرز ایران و روسیه است . محصول عمده ٔ این بخش غله ، برنج ، پنبه
هوراندلغتنامه دهخداهوراند. [ هَُ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی بخش هوراند شهرستان اهر. دارای 800 تن سکنه ، آب آن از چشمه سارها و محصول عمده اش غله و انگور و توت و سردرختی و کار دستی زنان
هوراندلغتنامه دهخداهوراند. [ هَُ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای پنجگانه ٔ شهرستان اهر که در شمال بخش قره داغ و 29هزارگزی مرز ایران و روسیه است . محصول عمده ٔ این بخش غله ، برنج ، پنبه
حوریدرقواژهنامه آزادروستای حوریدرق از توابع شهرستان هوراند بخش مرکزی و از روستا های دهستان دیکله می باشد . این روستا در 20 کیلومتری شهر هوراند 5 کیلومتری روستای مجید آباد و 40 کیلو
حوریدرقلغتنامه دهخداحوریدرق .[ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان دیکله بخش هوراند شهرستان اهر. ناحیه ای است کوهستانی معتدل . دارای 284 تن سکنه میباشد. از دو رشته چشمه مشروب میشود.
قلعه جوقلغتنامه دهخداقلعه جوق .[ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان دیکله بخش هوراند شهرستان اهر، واقع در 25500گزی جنوب هوراند. در مسیر شوسه ٔ اهر به کلیبر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی