هوراملغتنامه دهخداهورام . (اِخ ) نام شهریار جازر بود که هنگام گشودن فلسطین بر جازر شهریار بود. (قاموس کتاب مقدس ).
هورامانواژهنامه آزادوجه تسمیۀ اورامان یاهورامان (هه ورامان): در خصوص کلمه «اورامان یا هورامان» از نظر لغت و ریشه یابی کلمات و سیر تاریخی و باستانی آن، نظریه های متفاوتی به دست آمده
هنرآموزلغتنامه دهخداهنرآموز. [ هَُ ن َ ] (نف مرکب ) کسی که هنری چون نقاشی ، مجسمه سازی ، و دیگر کارهای ظریف را به دیگران یاد می دهد یا آنکه خود هنر آموزد.
هنرآموزیلغتنامه دهخداهنرآموزی . [ هَُ ن َ ] (حامص مرکب ) آموختن کار هنری . یاد گرفتن هنر : چون هنرمند شدبه گفت و شنیدهنرآموزی سلاح گزید.نظامی .
هارامبورلغتنامه دهخداهارامبور. (اِخ ) لوئی - فرانسوا آلکساندر، بارون دو... ژنرال فرانسوی که در سال 1742 م . در پرویلی متولد شد و در سال 1828 م . در تور درگذشت .
هدوراملغتنامه دهخداهدورام . [ ] (اِخ ) پسر پنجمین یقظیان گمان دارند که قبیله ٔ وی در ساحل جنوبی عربستان سکونت داشته . (قاموس کتاب مقدس ). رجوع به کتاب مقدس ، سِفْرِ پیدایش ، بخش 1
هورامانواژهنامه آزادوجه تسمیۀ اورامان یاهورامان (هه ورامان): در خصوص کلمه «اورامان یا هورامان» از نظر لغت و ریشه یابی کلمات و سیر تاریخی و باستانی آن، نظریه های متفاوتی به دست آمده
اورامیواژهنامه آزادگویش اورامی(هورامی) از گویش هایی است که در ادبیات شفاهی کتبی غنی دارد.آثار منظوم و منثور کردی درآغاز به این شیوه نگارش یافته است.اوامانات(هورامان)ازن نظر تاریخی
اورامانلغتنامه دهخدااورامان . [ اَ ] (اِخ ) هَورامان . مشهور بشهر اورامان . ده مرکز قدیمی بخش اورامان فعلاً جزء بخش زرآب شهرستان سنندج دارای 1350 تن سکنه .آب آن از چشمه و محصول آنج
هورواژهنامه آزادافتاب، خورشید. هورام اسم پدربزرگ کوروش کبیره و معنی زرتشتی اون طلوع افتابه و ریشه دیگرش به کردی یعنی پسر خوش اخلاق و خنده رو