هورازهلغتنامه دهخداهورازه . [ زِ ] (اِخ ) دهی است از بخش نمشیر شهرستان سقز. دارای 180 تن سکنه ، آب آن از چشمه ها و محصول عمده اش غله ، توتون ، لبنیات و محصولات جنگلی است . (از فره
هوشازهلغتنامه دهخداهوشازه . [ زَ / زِ ] (اِ) به معنی هوشاز است که تشنگی اسبان و شتران باشد. (برهان ).
هورزةلغتنامه دهخداهورزة. [ هََ رَ زَ ] (ع مص ) مردن و هلاک شدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و به تقدیم راء بر واو هم (هَرْوَزَة) آمده است .
هوازِهslatواژههای مصوب فرهنگستانصفحۀ متحرکی بر روی لبۀ حملۀ بال که با باز شدن آن شکافی بین صفحه و لبۀ بال ایجاد میشود و هوا بهآرامی از زیر به روی بال حرکت میکند
هوشازهلغتنامه دهخداهوشازه . [ زَ / زِ ] (اِ) به معنی هوشاز است که تشنگی اسبان و شتران باشد. (برهان ).
هورزةلغتنامه دهخداهورزة. [ هََ رَ زَ ] (ع مص ) مردن و هلاک شدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و به تقدیم راء بر واو هم (هَرْوَزَة) آمده است .