هودرلغتنامه دهخداهودر. [ دَ / هََ / هُو دَ ] (ص ) هر چیز زشت و زبون را گویند. || مردم بدروی و بدقیافه را نیز گفته اند. (برهان ).
هودرلغتنامه دهخداهودر. [ هَُ دَ ] (اِخ ) دهی است از بخش سلماس شهرستان خوی . دارای 157 تن سکنه ، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و کار دستی مردم آنجا جاجیم بافی است . (از فرهنگ
هودر یعقوبیهلغتنامه دهخداهودر یعقوبیه . [ دَ رِ ی َ بی ی َ] (اِخ ) دهی است از بخش طبس شهرستان فردوس . دارای 487 تن سکنه ، آب آن از قنات و محصول عمده اش غله ، میوه ، ذرت و پنبه است . (از
هودرجلغتنامه دهخداهودرج . [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از بخش اسدآباد شهرستان همدان . دارای 544 تن سکنه ، آب آن از چشمه ها ومحصول عمده اش انگور، لبنیات ، غله و کار دستی زنان آنجا قال
هودر یعقوبیهلغتنامه دهخداهودر یعقوبیه . [ دَ رِ ی َ بی ی َ] (اِخ ) دهی است از بخش طبس شهرستان فردوس . دارای 487 تن سکنه ، آب آن از قنات و محصول عمده اش غله ، میوه ، ذرت و پنبه است . (از
هودرجلغتنامه دهخداهودرج . [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از بخش اسدآباد شهرستان همدان . دارای 544 تن سکنه ، آب آن از چشمه ها ومحصول عمده اش انگور، لبنیات ، غله و کار دستی زنان آنجا قال