هوخستلغتنامه دهخداهوخست . (اِخ ) به معنی هوخت که بیت المقدس باشد. (برهان ). ظاهراً مصحف هوخت است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به هوخت و دژهوخت شود.
پنج بوختلغتنامه دهخداپنج بوخت . [ پ َ بُخْت ْ ] (اِ مرکب ) یک دسته از اسامی ایرانیان با کلمه ٔ بوخت ازفعل بوختن و بختن که در پهلوی بمعنی نجات دادن و رهانیدن است ترکیب شده است مثل سه
هوخیدنلغتنامه دهخداهوخیدن . [ دَ ] (مص ) برکشیدن و بیرون کشیدن . || پیدا شدن و آمدن . (برهان ). رجوع به هوختن شود.