هوالغتنامه دهخداهوا. [ هََ ] (ع اِ) هواء. جسم لطیف و روان که گرداگرد زمین را فراگرفته وجانداران و گیاهان از آن تنفس می کنند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). ترکیبی از نیتروژن (ازت ) و
الک دولکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبازی دو یا چند نفرهای که چوب کوتاهی را روی زمین میگذارند و با چوب درازتر به آن میزند و آن را به هوا پرتاب میکنند و سایر بازیکنان باید آن چوب را در هوا بگیرن
ایستگاه اقلیمشناسی درجۀ دوsecond-order climatological stationواژههای مصوب فرهنگستانایستگاه هواشناسی که در آن دیدبانی فشار جوّ، دما، رطوبت، باد، اَبر، مقدار بارش، بیشینه و کمینۀ دما، ساعات آفتابی و وضع هوا دو بار در روز انجام میشود
موتور شانزدهسوپاپsixteen valve engineواژههای مصوب فرهنگستانموتور درونسوز چهارسیلندری که هریک از سیلندرهای آن دو سوپاپ هوا و دو سوپاپ دود دارد و درنتیجه، در قیاس با موتور دوسوپاپ، بازده بیشتری دارد
هوالغتنامه دهخداهوا. [ هََ ] (ع اِ) هواء. جسم لطیف و روان که گرداگرد زمین را فراگرفته وجانداران و گیاهان از آن تنفس می کنند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). ترکیبی از نیتروژن (ازت ) و