هواویز آتشفشانیvolcanic aerosolواژههای مصوب فرهنگستانمخلوطی گازی که از اجزای آتشفشانی جامد یا مایع دانهریز معلق در هوا تشکیل شده است
هماویزلغتنامه دهخداهماویز. [ هََ ] (ص مرکب ) هم آویز. هم آورد. هم کوشش . همتا. کفو. (برهان ) : به هرمز نعره ای برزد که مگریزبیا کآمد به میدانت هماویز. نزاری .چنان جنگ بر جنگیان تی
هواوینلغتنامه دهخداهواوین . [ هََ ] (ع اِ) ج ِ هاون . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به هاون و هاوون شود.
هستۀ نهشتdeposition nucleus, freezing nucleusواژههای مصوب فرهنگستانذرۀ هواویز جامدی که از بخار آب مستقیماً بلور یخ میسازد
هستههای میعان اَبرcloud condensation nucleiواژههای مصوب فرهنگستانذرههای هواویز نمگیر در جوّ که ممکن است بهعنوان هستههای قطرکهای اَبر عمل کنند اختـ . هماب CCN
هستۀ میعانcondensation nucleusواژههای مصوب فرهنگستانذرۀ هواویزی که فقط در اَبَراشباع بسیار زیاد مرکز میعان را تشکیل میدهد
اَبرآماییcloud seedingواژههای مصوب فرهنگستانافزودن عواملی مانند هستههای هواویز یا یخ برای تغییر توزیع و اندازۀ ذرات اَبر بهمنظور تأثیر بر بارش متـ . آمایش اَبر
هستۀ تماسیcontact nucleusواژههای مصوب فرهنگستاننوعی ذرۀ هواویز که ممکن است براثر تماس با سطح قطرۀ آب اَبَرسرد، هستۀ یخ را تشکیل دهد