هوالسلغتنامه دهخداهوالس . [ هََ ل ِ ] (ع ص ، اِ) مردم سبک اندام . (منتهی الارب ). ج ِ هالس . (از اقرب الموارد).
حوالسلغتنامه دهخداحوالس . [ ح َ ل ِ ] (ع اِ) نوعی از بازی کودکان عرب با پشک و خطها که بر زمین کشند. (منتهی الارب ). بازیی است مر کودکان تازی را که بر روی زمین پنج خانه کشند و در
هالسلغتنامه دهخداهالس . [ل ِ ] (ع ص ) لاغر. سبک اندام . واحدالهوالس . (از اقرب الموارد) (المنجد) (منتهی الارب ). رجوع به هوالس شود.
حجارةالجولغتنامه دهخداحجارةالجو. [ ح ِ رَ تُل ْ ج َوو ] (ع اِ مرکب ) حجر بقرانی یا بقران و حجر سماوی . سنگها که از هوا بزمین افتد کوچک و بزرگ و آن توده های کانی است که از جوّ بر سطح
سبکلغتنامه دهخداسبک . [ س َ ب ُ ] (ص ) پهلوی سپوک (سبک ، چابک )، پارسی باستان سپوکا ، ایرانی باستان ثراپو ، در سانسکریت ترپرا ، افغانی سپوک ، گیلکی سبوک (در دیه ها:سوبوک ) ، فر