هوادةلغتنامه دهخداهوادة. [ هََ دَ ] (ع اِمص ) نرمی . || دستوری . رخصت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (مص ) صلح نمودن . || میل کردن . || نرم رفتن . (منتهی الارب ).
هوادهaeratorواژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای که با آن میتوان سطح تماس هوا را با آب یا پساب افزایش داد
هواده افشانهایspray aeratorواژههای مصوب فرهنگستانهوادهی با افشانک تحت فشار که ازطریق آن آب بهصورت ذرات ریز به هوا پاشیده میشود
هواده آبشاریcascade aeratorواژههای مصوب فرهنگستاننوعی وسیلۀ هوادهی به شکل پلکان یا سطح شیبدار با برجستگیهای زیگزاگی برای تماس بیشتر آب با هوا
هوادهیaerationواژههای مصوب فرهنگستانافزایش سطح تماس هوا با آب یا پساب برای انتقال اکسیژن از هوا به آب یا پساب
هواده افشانهایspray aeratorواژههای مصوب فرهنگستانهوادهی با افشانک تحت فشار که ازطریق آن آب بهصورت ذرات ریز به هوا پاشیده میشود
هواده آبشاریcascade aeratorواژههای مصوب فرهنگستاننوعی وسیلۀ هوادهی به شکل پلکان یا سطح شیبدار با برجستگیهای زیگزاگی برای تماس بیشتر آب با هوا