هنر انتزاعیabstract artواژههای مصوب فرهنگستانشیوهای از بیان تجسمی که در آن هنرمند با بهرهگیری از ذهنیت فردی و اجتناب از بازنمایی پدیدهها و اشکال طبیعی و مصنوع آثار خود را بیافریند
هنرلغتنامه دهخداهنر. [ هَُ ن َ ] (اِ) علم و معرفت و دانش و فضل و فضیلت و کمال . (از ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). کیاست . فراست . زیرکی . (یادداشت مؤلف ).این کلمه در واقع به
هنرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اندیشۀ خلاق فرهنگ، آفرینش، خلقت، آفرینش زیبایی، زیباسازی، استادی، مهارت، هنر نقاشی، هنر تئاتر، هنرهای تزیینی هنرمند هنرکده، هنرستان آفریده، اثر
انتزاعگرایی هندسیgeometric abstraction 1واژههای مصوب فرهنگستانیکی از شاخههای هنر انتزاعی در سدۀ بیستم که بنای آن بر بهکارگیری شکلهای هندسی دوبعدی یا سهبعدی و خطوط صریح و قاطع و رنگهای ناب و یکدست است برای شکل بخشیدن ب
صورتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. صفت؛ نوع؛ وجه؛ شکل.۲. روی؛ رخسار.۳. [قدیمی] پیکر.۴. [قدیمی] نقش. صورت برداشتن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) [مجاز]۱. لیست کردن؛ سیاهه کردن؛ سیاهه نوشتن.۲. [قدیمی
حکم المستنصرلغتنامه دهخداحکم المستنصر. [ ح َ ک َ مُل ْ م ُت َ ص ِ ] (اِخ ) نام پادشاه نهم از ملوک اموی اندلس است . وی به سال 350 هَ . ق . پس از وفات پدرش عبدالرحمن ناصر لدین اﷲ بتخت سلط