هندیانلغتنامه دهخداهندیان . [ هَِ ] (اِخ ) قریه ای است از اراضی فارس که معدن گوگرد دارد. (ازانجمن آرا). ناحیه ای است از حوزه ٔ بنادر جنوب ، حد شمالی و شرقی آن بهبهان ، مغرب آن خوز
هدیالغتنامه دهخداهدیا. [ هَُ دَی ْ یا ] (ع اِ) مثل و مانند. یقال : رمیت بسهم ثم بسهم آخر هدیاه ای قصده . (منتهی الارب ). و یقال : لک عندی هدیاها. (اقرب الموارد).
حجت آباد هادیالغتنامه دهخداحجت آباد هادیا. [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس در7هزارگزی جنوب باختری طبس و 3هزارگزی باختر مالرو عمومی طبس به خداآفرین
هندیانلغتنامه دهخداهندیان . [ هَِ ] (اِخ ) قریه ای است از اراضی فارس که معدن گوگرد دارد. (ازانجمن آرا). ناحیه ای است از حوزه ٔ بنادر جنوب ، حد شمالی و شرقی آن بهبهان ، مغرب آن خوز
هند آبادواژهنامه آزادآباد شده توسط هندیان، نام روستایی در 17 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان تربت حیدریه در استان خراسان رضوی،جزء شهرستان رشتخوار و در 45 کیلومتری غرب این شهرستان،و در زم
سنسکریتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهزبان علمی و مقدس هندیان که از زبانهای هندواروپایی و از دستۀ هندوایرانی است و با زبانهای ایرانی کهن (اوستایی و فارسی باستان) بسیارنزدیک است.
بسالغتنامه دهخدابسا. [ ب َ ] (اِ) اصطلاح نجومی هندیان است .رجوع به ماللهند ص 316 س 2 جدول مذنبات عالیه شود.
راذلغتنامه دهخداراذ. (اِ) از نامهایی که هندیان در تعبیر از صورت ارض بکار میبرند. (تحقیق ماللهند ص 114).