حندسةلغتنامه دهخداحندسة. [ ح ِ دِ س َ ] (ع ص ) شب تاریک . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به حندس شود.
هندسهلغتنامه دهخداهندسه . [ هََ دَ / هَِ دِس َ / س ِ ] (معرب ، اِ) و در عربی به فتح اول به معنی اندازه و شکل باشد. (برهان ). از اصول علوم ریاضی است و علمی است که در آن از احوال م
هندسهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ندسۀ اقلیدسی، هندسۀ فضایی، نقطه، خط، صفحه، فضا متوازی، متنافر اصل، قضیه ◄ مناظره مهندس هندسۀ تحلیلی (ترسیمی، رقومی، مسطحه، غیراقلیدس
هندسهفرهنگ انتشارات معین(هِ دِ س ) [ ع . هندسة ] (اِ.) معرُبِ اندازه . علمی که دربارة اشکال ، ابعاد و اندازه گیری ها بحث می کند.
insinuationsدیکشنری انگلیسی به فارسیinsinuations، تاب، دخول غیر مستقیم، اشاره، پیچ، رخنه یابی، زیرکی، خود جاکنی، نفوذ، دخول تدریجی