هم ناملغتنامه دهخداهم نام . [ هََ ] (ص مرکب ) آداش . آتاش . (یادداشت مؤلف ). دو تن که به یک نام خوانده شوند : ایا مصطفی سیرت مرتضی دل که همنام و هم سیرت مصطفایی . فرخی .هست چوهمن
هم نامیلغتنامه دهخداهم نامی . [ هََ ] (حامص مرکب ) هم نام بودن . نسبت دو تن که به یک نام خوانده شوند : روز بهرام و رنگ بهرامی شاه با هر دو کرده هم نامی .نظامی .
هم کنیتلغتنامه دهخداهم کنیت . [ هََ ک ُن ْ ی َ ] (ص مرکب ) دو تن که دارای یک کنیت باشند.- هم کنیت مصطفی ؛ هرکه کنیت او ابوالقاسم است : ایا مصطفی سیرت و مرتضی دل که هم نام و هم کنی
سنگلواژهنامه آزادسُنگُل:نام طایفه ای در شوشتر که از طوایف بساک چهارلنگ بختیاری محسوب می شوند و حدود دویست سال پیش از الیگودرز به این شهر مهاجرت کرده اند.برخی از با سوادان این مع