همخطیcolineationواژههای مصوب فرهنگستاننگاشتی که نقطه را به نقطه و خط را به خط و صفحه را به صفحه مینگارد نیز: تبدیل همخطی colinearty transformation
همخطی 1collinearity/ colinearityواژههای مصوب فرهنگستان[آمار] وضعیتی در وایازش که ستونهای ماتریس طرح آن دارای همبستگی خطی زیادی باشند [زیستشناسی-ژنشناسی و زیستفنّاوری] رابطۀ خطی بین توالی دِنای یک ژن و توالی آمی
همخطی 2line-upواژههای مصوب فرهنگستان1. قرار دادن خط فرضی هواگرد در خط مستقیم بهسمت هدف یا هواگرد دیگر یا باند پرواز و امثال آنها 2. قرار گرفتن هواگرد بر روی باند پیش از برخاستن
مشاهدههای همخطی مؤثرcollinearity-influential observationsواژههای مصوب فرهنگستانمشاهدههایی که حذف آنها از ماتریس طرح یک مدل وایازشی باعث تغییر نسبی بزرگ در عدد شرط (condition number) شود
سمتگیری هستهایnuclear orientationواژههای مصوب فرهنگستانهمخطشدگی مجموعهای از اسپینهای هستههای جداگانه متـ . قطبش هستهای nuclear polarization
وضعیت همخطpoint-in-lineواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن دست مسلح در امتداد شمشیر کاملاً راست میشود و هدف حریف را پیوسته تهدید میکند متـ . همخط