همیشهفرهنگ مترادف و متضادپیوسته، دایم، دایماً، دایماً، علیالدوام، علیالاتصال، لاینقطع، مدام، مستمرا، هماره، همواره ≠ ابداً، هرگز
همیشهلغتنامه دهخداهمیشه . [ هََ ش َ / ش ِ ] (ق ) دائم . همواره . همه ٔ اوقات : بتا، نگارا! از چشم بد بترس و مکن چرا نداری با خود همیشه چشم پنام ؟ شهید بلخی .بخل همیشه چنان ترابد
همیشهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ه، هماره، پیوسته، دائم، دائماً، شبانه روز، تمام وقت، مستمراً، مدام، سال اندر سال همهروزه، هرروزه، هرهفته، هرسال، درهرزمان، آفتاب بهآفتاب، الیغیرا