همگون شدنassimilateواژههای مصوب فرهنگستانتغییر مشخصه یا مشخصههای یک واحد آوایی برای مطابقت با مشخصه یا مشخصههای واحد آوایی دیگرِ پیش یا پس از آن
همگونی پسروregressive assimilation, anticipatory assimilationواژههای مصوب فرهنگستانهمگون شدن مشخصه یا مشخصههای یک واحد آوایی با مشخصه یا مشخصههای واحد آوایی پس از آن
همگونی پیشروprogressive assimilationواژههای مصوب فرهنگستانهمگون شدن مشخصه یا مشخصههای یک واحد آوایی با مشخصه یا مشخصههای واحد آوایی پیش از آن
همگونی جزئیpartial assimilationواژههای مصوب فرهنگستانهمگون شدن برخی از مشخصههای یک واحد آوایی با مشخصه یا مشخصههای واحد آوایی دیگر متـ . همگونی ناقص incomplete assimilation
همگونی کلیtotal assimilationواژههای مصوب فرهنگستانهمگون شدن تمام مشخصههای یک واحد آوایی با مشخصههای واحد آوایی دیگر متـ . همگونی کامل complete assimilation
همگونشدهassimilated 2واژههای مصوب فرهنگستانویژگی یک واحد آوایی که در مشخصه یا مشخصههای آن همگونی ایجاد شده باشد متـ . همگون