شریکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهانباز؛ مشارک؛ همباز؛ همدست؛ همکن؛ همبهره. شریک جرم: (حقوق) کسی که مجرم را در ارتکاب جرم کمک و یاری کرده.
برلغتنامه دهخدابر. [ ب َ ] (حروف اضافه ، اِ) بلندی . (ناظم الاطباء). بالا. (انجمن آرا) (آنندراج ) (برهان ). بالای . زبر. روی . سر. (ناظم الاطباء). مقابل فرود. مقابل پایین . (ب