همدردفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کسی که شریک غم و غصۀ دیگری باشد.۲. دو تن که به یک درد یا بلیه دچار شده باشند.
همدردفرهنگ انتشارات معین( ~. دَ) (ص مر.) 1 - دو یا چند کسی که دارای یک نوع درد باشند. 2 - شریک غم دیگری ، غم خوار.
هم دردلغتنامه دهخداهم درد. [ هََ دَ ] (ص مرکب ) همدرد. دو کس که دردی مانند هم داشته باشند. || به کنایه ، هم فکر و غمخوار. دلسوز. غمگسار : یار همکاسه هست بسیاری لیک هم درد کم بود ب