همبستگیدیکشنری فارسی به انگلیسیaffinity, alliance, conjunction, connection, integration, integrity, kinship, liaison, linkup, nexus, solidarity, tie-up, togetherness, union, unity
همبستگیلغتنامه دهخداهمبستگی . [ هََ ب َ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب ) هم بستگی . بستگی . پیوند. اتصال و ارتباط بین دو چیز یا دو تن .
همبستگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه همبستگی، ارتباط دوگانه یامتقابل، دوسوپیوستگی، مناسبات مشترک (دوطرفه) دیگری، همدیگر وابستگی، رابطه همسازی، تقارن تاروپود، بافت متقاطع مبادله، تغییر
همبستگیcorrelationواژههای مصوب فرهنگستانمعیاری برای سنجش وابستگی خطی بین دو متغیر که مقدار آن بین 1ـ و 1 است
همبستگی پسبودیlag correlationواژههای مصوب فرهنگستانهمبستگی بین دو سِری زمانی که یکی از آنها نسبت به دیگری پسی دارد