همبریلغتنامه دهخداهمبری . [ هََ ب َ ] (حامص مرکب ) هم بری . مطابقت . برابری . همسری . هم طرازی : شیر بیابان را با مرد جنگ همسری و همبری و شرکت است . ناصرخسرو.رجوع به همبر شود.
همبَری 1symportواژههای مصوب فرهنگستاننوعی همترابُردی که در آن دو ماده با کمک یک ترابر همجهت با یکدیگر از خلال غشا عبور میکنند
آزمون همبَری تافتهbaked contact test, contact testواژههای مصوب فرهنگستانآزمایشی برای مقایسة جهت ماندهمغناطش یک واحد سنگی آذرین با سنگهای آذرین یا رسوبی میزبان
دگرگونی همبَریcontact metamorphismواژههای مصوب فرهنگستاننوعی دگرگونی گرمایی که در سنگهای همبَر یک تودۀ ماگمایی به وجود میآید
سطح همبَریcontact surface 3, contact 3واژههای مصوب فرهنگستانصفحه یا سطح تماس نامنظم بین دو گونه یا دو سن مختلف سنگ متـ . همبَری 2
برآورد گرادیانی شیبgradient-dip estimationواژههای مصوب فرهنگستانروش برآورد شیب یک همبری بر پایة فاصلة میان بیشینة گرادیان کل و بیشینة گرادیان مؤلفة افقی آن
سنگ دگرگونی همبَریcontact metamorphic rockواژههای مصوب فرهنگستانسنگی که براثر فرایندهای دگرگونی همبَری تشکیل میشود
هالۀ دگرگونی همبَریcontact metamorphic aureoleواژههای مصوب فرهنگستانهالهای که در اطراف دگرگونی همبَری با فواصلی بین چند سانتیمتر تا چند کیلومتر از تودۀ نفوذی بهصورت زونبندی مشاهده میشود