هلیانهلغتنامه دهخداهلیانه . [ هََ ل ْ ن َ / ن ِ ] (اِ) شاهترج . (مخزن الادویه ). نام دارویی است که آن را شاهتره گویند. خارش و جرب را نافع است . (برهان ).
هلدانهلغتنامه دهخداهلدانه . [ هََ ن َ / ن ِ ] (اِ) آلوکک . درختی است که در رامسر و شهسوار بدین نام خوانند. (یادداشت مؤلف ).
همیانهلغتنامه دهخداهمیانه . [ هََ م ْ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش دورود شهرستان بروجرد. دارای 328 تن سکنه ، آب آن از قنات ، محصول عمده اش غله و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ای
هلدانهلغتنامه دهخداهلدانه . [ هََ ن َ / ن ِ ] (اِ) آلوکک . درختی است که در رامسر و شهسوار بدین نام خوانند. (یادداشت مؤلف ).
همیانهلغتنامه دهخداهمیانه . [ هََ م ْ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش دورود شهرستان بروجرد. دارای 328 تن سکنه ، آب آن از قنات ، محصول عمده اش غله و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ای