هانیلغتنامه دهخداهانی . (اِخ ) ابن عروةبن الفضفاض بن عمران الغُظیفی المرادی . یکی از اشراف کوفه است که ابتدا از خواص و ندیمان علی بن ابیطالب بود. وی کثیربن شهاب المدحجی والی خرا
هانیلغتنامه دهخداهانی . (اِخ ) ابن فراس الاسلمی . صحابی است . مجزاءةبن زاهر از وی روایت کرده است . (الاصابة فی تمییز الصحابة).
هانیلغتنامه دهخداهانی . (اِخ ) ابن مالک الهمدانی ، مکنی به ابومالک . صحابی است .ابن حبان گفته است که وی در یمن به خدمت پیغمبر رسیدو اسلام آورد. البخاری ذکر کرده است که وی در یمن
هانیلغتنامه دهخداهانی ٔ. [ ن ِءْ ] (ع ص ) نوکر. خادم . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
هانیلغتنامه دهخداهانی . (اِخ ) ابن توبةبن سحیم بن مرة، معروف به الشویعر الحنفی . از شعرای اسلامی است . درباره ٔ ضحاک بن قیس گوید:اذا شمر الضحاک للحرب شبهاغلام غذتة للحروب ربائبه
خارج کردنلغتنامه دهخداخارج کردن . [ رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هلانیدن و بیرون کردن . (ناظم الاطباء). برآوردن . بیرون برکشیدن .
بازونطیالغتنامه دهخدابازونطیا. (اِخ )بیزانطیه . معرب بیزانس : فانه ملک برومیه ثم انتقل الی بازونطیا. (حمزه ٔ اصفهانی ص 50). قسطنطین المظفربن هلانی ... اول پادشاهی رومیه کرد، پس [ به
یونانلغتنامه دهخدایونان .(اِخ ) نام قومی که در جنوب اروپا در شبه جزیره ٔ یونانستان ساکنند. خود مردم به خود هلانی گویند. ایرانیان این اسم را از نام یکی از قبایل آنها که یونی ها با