هلانلغتنامه دهخداهلان . [ هَِ ] (اِخ ) دهی است از بخش بستان آباد شهرستان تبریز که 468 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصولش غله ، یونجه و سیب زمینی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایرا
هلانلغتنامه دهخداهلان . [ هَِ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان اهر که 178 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه ها و محصول عمده اش غله و کاردستی مردم گلیم بافی است . (از فرهنگ جغرافی
هلانلغتنامه دهخداهلان . [ هَِ ] (اِخ ) دهی است از بخش هوراند شهرستان اهر که 123 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ومحصول عمده اش غله ، پنبه ، برنج و سردرختی و کاردستی مردم فرش بافی
هلانلغتنامه دهخداهلان . [ هَِ ] (اِخ ) دهی است از بخش هوراند شهرستان اهر که 14 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
حلانلغتنامه دهخداحلان . [ ح ُل ْ لا ] (ع اِ) آنچه سوگند را بگشاید: یقال اعطه حلان یمینه اَی ما یحللها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بزغاله و بره یا خاص است ببچه ای که شکم م
آمسترداملغتنامه دهخداآمستردام . [ ت ِ ] (اِخ ) پایتخت کشور هُلاند (هلند). شهری صنعتی و بندری تجارتی در ساحل لامستل و ترعه ای بطول 500هزارگز آن را بدریای شمال پیوندد، دارای 749500 سک
خارج کردنلغتنامه دهخداخارج کردن . [ رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هلانیدن و بیرون کردن . (ناظم الاطباء). برآوردن . بیرون برکشیدن .