هفت لنگلغتنامه دهخداهفت لنگ . [ هََ ل َ ] (اِخ ) از طوایف ایل بختیاری است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 73).
بنه وار هفت لنگلغتنامه دهخدابنه وار هفت لنگ . [ ب ُ ن َ هََ ل َ ] (اِخ ) دهی از بخش زراس است که در شهرستان اهواز واقع شده است . و دارای 195تن سکنه میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).
مُنجِزی:وفا کننده به عهد، برآورنده حاجت و نیاز دیگران. نام تیره ای از طایفه بهداروند هفت لنگ ازایل بزرگ بختیاری.واژهنامه آزادرواکننده حاجت
هفتلغتنامه دهخداهفت . [ هََ ] (ع اِ) گولی بسیار. (منتهی الارب ). حمق وافر. (اقرب الموارد). || زمین هموار نشیب . (منتهی الارب ). زمین مطمئن . (اقرب الموارد). || باران زودبارنده
کورکورلغتنامه دهخداکورکور.(اِخ ) از طوایف هفت لنگ بختیاری است که در مال امیر سوسن سکنی ̍ دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 74).
بنه وار هفت لنگلغتنامه دهخدابنه وار هفت لنگ . [ ب ُ ن َ هََ ل َ ] (اِخ ) دهی از بخش زراس است که در شهرستان اهواز واقع شده است . و دارای 195تن سکنه میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).
خدریلغتنامه دهخداخدری .[ خ َ ] (اِخ ) نام تیره ای است از کورکور هفت لنگ ایل بختیاری . رجوع به جغرافیایی سیاسی کیهان ص 73 شود.
دورکیلغتنامه دهخدادورکی . [ ] (اِخ ) شعبه ای از هفت لنگ بختیاری . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 73). یکی از شعب طایفه ٔ هفت لنگ از ایل بختیاری است . (یاد داشت مؤلف ).